|
زندگي زندانيست که تعداد زندانبان هايش از زنداني هايش بيشتر است!
|







|
در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ طبق نقشه سازمانهاي جاسوسي امريکا و انگليس براي براندازي دولت مصدق، شاه فرمان عزل دکتر مصدق را امضا کرد و رئيس گارد سلطنتي، سرهنگ نصيري را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست وزير فرمان را به وي ابلاغ کند. همچنين نيروهايي از گارد سلطنتي مامور بازداشت عدهاي از وزراي دکتر مصدق گشتند. ولي نيروهاي محافظ نخستوزيري رئيس گارد سلطنتي و نيروهايش را خلع سلاح و بازداشت نمودند. در روز ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ دولتهاي امريکا و بريتانيا دست به کودتاي ديگري زدند که اينبار باعث سقوط دولت مصدق گشت. در اين روز سازمان سيا با دادن پول به ارتشيان و اراذل و اوباش تهران آنها را به خيابانها کشانيد. کودتاچيان توانستند به آساني خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندين ساعت نبرد خونين گارد محافظ نخست وزيري را نابود کنند و خانه وي را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. در روز ۲۹ مرداد دکتر مصدق و يارانش خود را به حکومت کودتا به رهبري سرلشکر زاهدي تسليم کردند. بدين ترتيب در کودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳) سازمانهاي جاسوسي بريتانيا و ايالات متحده امريکا با کودتا دکتر مصدق را برکنار کرده و محمدرضا شاه پهلوي را که پس از شکست کودتاي ۲۵ مرداد به رم رفته بود بازگرداندند و به قدرت رساندندبد نيست آخرين دفاعيات مصدق، اين مليگراي ميهندوست را بخوانيد... |
اخرين دفاعيات دکتر محمد مصدق
به من گناهان زيادي نسبت دادند و من مي دانم يک گناه بيشتر نکرده ام و ان اين است که تسليم تمايلات خارجيان نشده و دست انان را از منابع ملي کشور کوتاه کردم در تمام مدت زمامداري خود از لحاظ سياست داخلي و خارجي يک هدف داشتم
و ان اين بود که ملت بر مقدرات خود مسلط گردد و هيچ عاملي در سرنوشت مملکت جز اراده ملت دخالت نکند.
پس از50 سال مطالعه و تجربه به اين نتيجه رسيدم جز تامين ازادي و استقلال ممکن نيست ملت ايرانبر مشکلاتي که در راه سعادت و عظمت خود دارد غلبه کند براي نيل به اين منظور تا انجا که توانستم کوشيدم
راست است که مي خواهند سرنوشت من و خانواده ام را درس عبرت براي ديگران کنند.( در اينجا حالت گريه به اقاي دکتر مصدق دست داد) ولي من مطمئنم که نهضت ملت ايران خاموش شدني نيست و هرگز فراموش نکنند که سرنوشت افراد در مقابل حيات و استقلال ملل بي ارج و بي ارزش نيست است و تنها ارزويم اين است که ملت ايران اهمي نهضت ملي خود را به خوبي درک کنند
و به هيچ صورت از تعقيب راه پر افتخاري که رفتند دست نکشند اميدواريم که تمام طبقات و احاد و افراد از يير و جوان در هر مسلک و مذهب و دين در هر شغل و مقام اين معنا را به خوبي درک کنند. ( کتاب محاکمه و دفاع دکتر محمد مصدق)
مصدق در تبعيد(اوج اندوه در چهره مصدق هويداست)
علياکبر دهخدا بر بالين دکتر مصدق
کابينه دکتر مصدق
مهدي اخوان ثالث پس از شکست جنبش دمکراسي در ايران و با کودتاي بيست و هشتم مرداد مرثيه ي اين شکست را در سرايش " زمستان " سرود، شعري که در بخش بسيار عظيمي از آثار او ماندگار شده است.
|
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
|
|
|
شعبان جعفري در سال 1300ش در محلة سنگلج تهران متولد شد. او پس از تحصيل كوتاه مدت در مدارسي چون عنصري، بصيرت و اسلام به علت شرارت، تحصيل را رها كرد و در همان دوران به شعبان بيمخ معروف شد. پس از ترك تحصيل به كارهاي مختلفي روي آورد ولي در آنها نيز موفق نبود و به علت علاقة زياد به ورزش باستاني روي آورد.
شعبان كه در محلة خود دستة از اوباش را همراه خود كرده بود، در سن پانزده سالگي به خاطر شرارت به زندان رفت. در سال 1319 به علت اجباري بودن نظام وظيفه، به سربازي رفت و به خاطر فرار مكرر از خدمت سربازي، دوران دو سالة سربازي او چهار سال به طول انجاميد. پس از ورود متفقين به ايران، او نيز با فرار از پادگان به دوران سربازي خود پايان داد و پس از چندي به همراه يكي ديگر از كشتيگيران در ميدان شاهپور باشگاه ورزشي به نام باشگاه آهن راهاندازي كرد و در مسابقات قهرماني ورزشهاي باستاني كشور سال 1322 به قهرماني در رشتة كباده و چرخ دست يافت.
|
|
|
|
منوچهر آزمون و شعبان جعفري |
شعبان جعفري در حال ورزش باستاني در باشگاه جعفري، در حضور امراي ارتش |
جعفري از سال 1326ش با بر هم زدن نمايش « مردم» به كارگرداني عبدالحسين نوشين در تئاتر فردوسي، براي حاكميت محبوب شد و به جاي آنكه به جرم ايجاد آشوب و اخلال در نظم عمومي محبوس گردد با دريافت وجه دستي بنابه دستور ادارة آگاهي مدتي از تهران به لاهيجان رفت. در لاهيجان زورخانهاي را اداره ميكرد و پس از يك سال به تهران بازگشت.
دهه سي، براي اين لعين بيمخ، دهة طلايي بود. در سال 1329 پس از آنكه به استقبال آيتالله كاشاني كه از تبعيد بازميگشت رفت، در بين جمعيت طرفداران آيتالله، شايع شد كه وي به قصد قتل ايشان در اين مراسم حضور يافته است و همين مسئله باعث شد تا از سوي طرفداران آيتالله كاشاني مورد ضرب و جرح قرار گيرد و مدتي نيز در بيمارستان بستري بود. سپس به حمايت از نهضت ملي شدن نفت و دكتر مصدق برخواست. او به همراه گروه اراذل و اوباش خود در روز 14 آذر 1330، به دفتر روزنامههاي چپ و تودهاي و مخالف دولت دكتر مصدق مانند چلنگر، مردم، شورش، بدر و... حمله كرده و اين دفاتر را غارت و ويران كردند. اين آشوب براي او مدتي حبس در زندان قصر را به ارمغان آورد.
پس از آزاد شدن بار ديگر راه خود را در پيش گرفت، در جريان 30 تير 1331 به فعاليت براي بازگرداندن دكتر مصدق بر مسند نخستوزيري پرداخت اما به فاصلة كوتاهي از مصدق روي برگرداند و ماجراي 9 اسفند 1331 پيش آمد. در اين روز به پيشنهاد دكتر مصدق، شاه قصد خروج از كشور و سفر به عتبات را داشت كه شعبان به همراه گروهي از اراذل و اوباش خود با تجمع در مقابل كاخ مرمر از اين امر جلوگيري كردند و با تهديد بازاريان، بازار تعطيل شد و اين گروه به مقابل خانه دكتر مصدق رفته و اقدام به شكستن در منزل وي نمودند. اين ماجرا منجر به حبس وي تا 28 مرداد 1332 شد و در ظهر 28 مرداد 1332 به حكم زاهدي از زندان آزاد شد و جريان هدايت اوباش را به عهده گرفت. پس از كودتاي 28 مرداد به تاجبخش شهرت يافت. پس از اين خدمت، بنابه پيشنهاد تيمسار زاهدي با شاه ملاقات كرد و زميني براي تاسيس باشگاه ورزشي به وي اهدا شد، در ضمن در همين ملاقات از شاه اجازه گرفت تا جمعيتي به نام جمعيت جوانان جانباز تشكيل دهد تا در مواقعي ضروري از آنان استفاده شود. ساخت باشگاه جعفري سه سال طول كشيد و محمدرضا پهلوي خود آن را افتتاح كرد. مدتي نيز تيمور بختيار رياست افتخاري آن را برعهده داشت. هزينههاي باشگاه از دربار و اطرافيان شاه و ساواك تامين ميشد. گرچه او منكر دريافت هرگونه وجهي از دربار است ولي اسناد تقاضاي پول از دربار توسط وي موجود ميباشد. در اسفند 1332، دكتر حسين فاطمي دستگير شد و شعبان جعفري كه خصومتي خاص با وي داشت با دستة خود به مقابل شهرباني رفت و زماني كه دكتر فاطمي از شهرباني خارج شد به وي حمله كرد و او را مورد ضرب و شتم قرار داد و به روايتي با چاقو مورد حمله قرار داد. او در خاطرات خود به صراحت منكر اين مسئله است و آن را امري ناممكن از سوي خود ميخواند.
|
|
|
در مراسم 4 آبان هر سال جعفري به نمايش ورزشهاي باستاني در ورزشگاه امجديه، در مقابل شاه ميپرداخت. بسياري از مهمانان خارجي حكومت به باشگاه او دعوت ميشدند و در آنجا ورزش باستاني اجرا ميشد.
در جريان وقايع 15 خرداد 1342، باشگاه جعفري آتش زده شد. جعفري نيز با جمعيت جوانان جانباز خود به تلافي در روز 16 خرداد به خيابانها ريختند و ايجاد رعب و وحشت كردند. حضور او در چنين روزهايي آنچنان زننده بود كه وزارت اطلاعات و امنيت كشور خواهان آن بود كه هرچه كمتر در محافل ظاهر شود. از ديگر اقدامات وي برگزاري مراسم روضهخواني در دهه ماه محرم در تكيه دباغخانه بود كه هزينه آن را از ساواك هر ساله دريافت ميكرد.
با آغاز انقلاب اسلامي، جعفري نيز احساس خطر كرد و به اسرائيل گريخت ولي مجدداً به ايران بازگشت و همزمان با خروج شاه از كشور به ژاپن رفت. از ژاپن به آلمان، اسرائيل، فرانسه، انگليس و تركيه رفت. در تركيه با گروه ارتشبد آريانا و بر عليه حكومت جمهوري اسلامي به فعاليت پرداخت و در حال حاضر با دريافت تابعيت امريكايي، در كاليفرنيا زندگي ميكند و به تازگي خاطرات وي به كوشش هما سرشار منتشر شده است.
از شعبان جعفري 209 قطعه عكس و 32 برگ سند در مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران موجود است.
جالب است بدانيد شعبان جعفري ملقب به «شعبان بي مخ» در سالگرد کودتاي 28 مرداد درآمريكا درگذشت.
کاريکاتوري از شعبان در مجله بهلول به سال 1979
شعبان جعفري جوان همراه اصغر پازوکي -خالدار
حمايت از کانديداهاي شاه در دوره 18 مجلس
شعبان جعفري به همراه محمدرضا پهلوي، غلامرضا پهلوي، اميرعباس هويدا، اميراسدالله علم
در حال ورزش باستاني در جشن روز تولد رضا شاه
عکس مشهوري از شعبان
در حال ورزش باستاني در لوس آنجلس
آذربایجان: آتورپاتکان{نگهدار آتش}(فارسی/ دری)
آرژانتین: سرزمین نقره(اسپانیایی)
آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی)
آفریقای مرکزی: سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی)
آلبانی: سرزمین کوهنشینان
آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی - ژرمنی)
آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی)
اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی)
اردن:
ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری)
ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری)
اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی)
استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین)
استونی: راه شرقی (ژرمنی)
اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری)
اسکاتلند:سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین)
افغانستان:سرزمین قوم افغان(دری فارسی)
اکوادور:خط استوا (اسپانیایی)
الجزایر:جزیره ها(عربی)
السالوادور:رهایی بخش مقدس(اسپانیایی)
امارات متحده عربی:شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی)
اندونزی: مجمع الجزایر هند(فرانسوی)
انگلیس: سرزمین قوم آنگل(ژرمنی)
اوروگوئه: شرقی
اوکراین: منطقه مرزی(اسلاوی)
ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی)
ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری)
ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی)
ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی)
باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی)
بحرین: دو دریا (عربی)
برزیل: چوب قرمز
بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین)
بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده.
بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژهای بومی به معنای آب گل آلود
بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی)
بنین:
بوتان: تبتی تبار
بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا
بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبانهای موره -دیولا)
بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
پاراگوئه: این سوی رودخانه
پاکستان: سرزمین پاکان
پاناما:جای پر از ماهی(زبان کوئِوا)
پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین)
پرو:
پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی)
تانزانیا:این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است
تایلند:سرزمین قوم تای
ترکمنستان: سرزمین ترک مانندها
ترکیه: سرزمین قویها (ترکی با پسوند عربی)
توگو:
تونس:
جامائیکا: سرزمین بهاران
جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار)
چاد: دریاچه ( زبان بورنو)
چک:
چین:سرزمین مرکزی(چینی)
دانمارک: مرز قوم "دان"
دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی)
روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش")
روسیه سفید (بلاروس):درخشنده(روس) سفید(روسی)
رومانی: سرزمین رومی ها
زئیر:
زلاند نو:زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست)
ژاپن: سرزمین خورشید تابان(ژاپنی)
ساحل عاج:ساحل عاج
سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت)
سلیمان جزایر:از نام حضرت سلیمان
سوئد: سرزمین قوم "سوی"
سوازیلند:سرزمین قوم سوازی
سوئیس: سرزمین مرداب
سودان: سیاهان(عربی)
سوریه: سرزمین آشور (سامی)
سیرالئون: کوه شیر
سیشل:
شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا)
صحرا:بیابان(عربی)
صربستان:سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب)
عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی)
عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت.
عمان:
غنا:
فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی)
فنلاند:سرزمین قوم "فن"
فیجی:
فیلیپین:از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
قبرس:
قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی)
قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی)
قطر:شاید به معنای بارانی(عربی)
کاستاریکا:ساحل غنی(اسپانیایی)
کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی")
کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی)
کنگو :
کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو)
کوبا:
کویت: دژ کوچک (هندی-عربی)
گرجستان:سرزمین کشاورزان(یونانی)
گینه:
لتونی:(لاتویا)
لبنان:سفید(عبری)
لهستان: سرزمین قوم "له"
لیبریا: سرزمین آزادی
لیبی:
مالت:
مالی:
مجارستان:سرزمین قوم مجار (مجاری)
مراکش:(مغرب)
مصر: شهر - آبادی
مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشینها (یونانی)
مکزیک:اسپانیای جدید(اسپانیایی)
موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین)
میانمار:(برمه)
میکرونزی:مجمع الجزایر کوچک(فراسوی)
نپال:
نروژ: راه شمال
نیجر: سیاه (لاتین)
نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین)
نیکاراگوئهدریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانیایی)
واتیکان: گرفته شده از نام تپهای به نام واتیکان (اتروسکی)
ونزوئلا: ونیز کوچک
ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی(ویتنامی)
ویلز:بیگانگان(ژرمنی)
هلند: سرزمین چوب (آلمانی)
هند:پر آب (فارسی باستان)
هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی)
یمن: خوشبخت
یونان: سرزمین قوم "یون"
تبلیغ خلاقانه برای آدامس

پوستر يونيسف براي آب سالم
تبليغ
CNN
پست
DHL
تبلیغی برای کلاه ایمنی
تبليغ پيراهن ضد چروك
تبليغ پپسي
تبليغ احساسي سامسونگ
تبلیغی برای کرم ضد چروک
تبليغي براي
Nike
تبليغي فوقالعاده براي كرم ضد آفتاب














شاید اول خنده تون بگیره و بگین که آخه بوی کفش چه ربطی به حیات وحش داره...
اما دندون رو جیگر بذارین متوجه میشین...
الان تابستونه و کمتر خونه ای هست که از بوی دلچسب و لطیف پا و جوراب و کفش بی نصیب باشه...
حالا هر خونه ای پسر زیاد داشته باشن بیشتر از این بو لذت می برن...
چون آمار نشون داده که جورابهای یه پسر بطور متوسط فقط یه بار آب می خورن و رنگ آب رو میبینن اونم قبل بافته شدنشون وقتی تو نساجی نخشون رو آب می دن...
حالا نگین می خوام قضیه رو گنده کنم اما شاید باورتون نشه همین بوی جورابتون که با بوی کفشتون ترکیب شده می تونه باعث قتل بشه...
باور ندارین؟ببینین...![]()
![]()





دیدید ... دردناک بود نه ؟؟![]()
حالا پاشید برید بشورید : هم جوراباتونو ... هم پاهاتونو ... کفشاتونم
بذارین یه هوایی بخوره ... دلتون میاد ؟؟؟ ![]()