|
دوستي دارم که بسيار دختر محجوب و صبوري هست..ولي متاسفانه دراثر يک ازدواج اشتباه تمامي اميد خودش رو به آينده از دست داده متاسفانه شريک زندگي او مردي هست که تمام قدرت مردانگي رو در زور بازوش و اقتدارش در منزل ميدونه ..چرا بعضي از آقايون فکر ميکنن که چون از لحاظ قدرت بدني قويتر آفريده شده اند ملزم به نشان دادن ضرب شصت به شريک زندگيشون هستن؟؟
آيا تمام اقتدار يک مرد در خانواده بستگي به اين مسئله داره؟؟
و در کنار اين معضل متاسفانه خانوم هايي هم هستند که عوض تکيه بر فهم و شعور و استدلال منطقي به نظر ميرسه که تمام زيبايي ها رو در ظاهر خودشون جستجو ميکنند ..غافل از اين که زيبايي ظاهر تنها ملاکي براي جلب توجه آني هست ولي اون چيزي که يه مرد رو پايبند ميکنه وراي اين زيبايي هاي ظاهريست... |

قدرت و صلابت يه مرد در پهن بودن شونه هاش نيست بلکه در اين هست که چقدر ميتوني به اون تکيه کني و اون ميتونه تو رو حمايت کنه
.
قدرت و صلابت يه مرد اين نيست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه بلکه در اينه که چه جملات ملايمي رو ميتونه تو گوشات زمزمه کنه
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چند تا رفيق داره بلکه در اين هست که چقدر با فرزندان خودش رفيق هست
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چه قدر در محيط کار قابل احترام هست بلکه در اين هست که چقدر در منزل مورد احترام هست
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چقدر دست بزن داره بلکه به اين هست که چه دست نوازشگري ميتونه داشته باشه
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چند تا زن عاشقشن بلکه به اين هست تنها عشق واقعي يه زن باشه؟؟؟
قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چه وزنه سنگيني رو ميتونه بلند کنه بلکه بستگي به مسائل و مشکلاتي داره که از پس حل اونا بر بياد

. زيبايي يه زن به لباسهايي که پوشيده... ژستي که گرفته و يا مدل مويي که واسه خودش ساخته نيست
زيبايي يه زن بايد از چشماش ديده بشه به خاطر اين که چشماش دروازه ي قلبش هستند جايي که منزلگه عشق ميتونه باشه
زيبايي يه زن به خط و خال صورتش نيست بلکه زيبايي واقعي يه زن ..انعکاس در روحش داره
محبت و توجهي که عاشقانه ابراز ميکنه هيجاني که در زمان ديدار از خودش بروز ميده زيبايي يک زن هست چيزي که با گذشت ساليان متمادي .. افزايش پيدا ميکنه

خوشبخت مردي هست که اولين عشق يه زن باشه اما خوشبخت تر زني هست که آخرين عشق يه مرد باشه

|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 10:43 توسط آناهیتا
|
|

يکي از بدترين اتفاقاتي که ممکنه واسه يه خانوم تو يه مهموني بيافته اينه که وارد اون جا که ميشه ببينه . . . اي داد و بيداد يکي عين لباس اونو پوشيده . . . حالا اگه اين اتفاق واسه يه آدم معروف بيافته و يه سري عکاس و سايت فضول (دور از جون)اينو جار بزنن که چه بدتر . . . |















+
نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 10:25 توسط آناهیتا
|
همه وجودم ايران
همه تار و پودم ايران
هر کجای دنيا باشم عشق من معبودم ايران
هر کجای دنيا باشم عشق من معبودم ايران
کعبه مقصودم ايران
قبله موعودم ايران
تا ابد دوستت دارم من
شادی سرودم ايران
وطن افتخار من باش
هموطن تو يار من باش
ميخوام جون فدات کنم من
شاهد ايثار من باش
هر چی دارم از تو دارم
مي تپد دل بی قرارم
واسه ديدن تو خاکت
لحظه ها رو ميشمرم
ايران ايران ايران
تو ای خاک دليران
ايران ايران ايران
تو ای خاک دليران
از تو من هزار و يک خاطره دارم
روزی نيست که اونا رو يادم نيارم
خاک من اگر همش کلوخ و خشته
واسه من هر وجبش مثل بهشته
وطن افتخار من باش
هموطن تو يار من باش
ميخوام جون فدات کنم من
شاهد ايثار من باش
هر چی دارم از تو دارم
مي تپد دل بی قرارم
واسه ديدن تو خاکت
لحظه ها رو ميشمرم
ايران ايران ايران
تو ای خاک دليران
ايران ايران ايران
تو ای خاک دليران
از تو من هزار و يک خاطره دارم
روزی نيست که اونا رو يادم نيارم
خاک من اگر همش کلوخ و خشته
واسه من هر وجبش مثل بهشته
وطن افتخار من باش
هموطن تو يار من باش
ميخوام جون فدات کنم من
شاهد ايثار من باش
هر چی دارم از تو دارم
مي تپد دل بی قرارم
واسه ديدن تو خاکت
لحظه ها رو ميشمرم
ايران ايران ايران
تو ای خاک دليران
ايران ايران ايران
تو ای خاک دليران
ايران ايران ايران
تو ای خاک دليران
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 22:43 توسط آناهیتا
|
ـ در زندگي ام هميشه به چشماني سوگند خورده ام که
گريانند و انگشتاني که مرهمند و اکنون به استواري پاهاي
خویش قسم مي خورم که تنهايي خويش را آلوده تنهايي
کسي نکنم.
ـ تو در من آن تب گرمي كه آبم ميكند كم كم
نگاهت نيز چون مستي خرابم ميكند كم
کم منم آن كهنه ديواري به جا
از قلعه هاي سنگ كه باد و آفتاب آخرخرابم ميكندكم کم
ـ براي ديدن تو التماس کافي نيست
شکست ساقه ي احساس کافي نيست.
ـ الهي بميرم سياه پوشت کنم نه آنکه بمانم و فراموشت کنم.
ـ ميگن خدا ابر رو به گريه ميندازه که گل بخنده پس هر وقت خنديدي يادت باشه كه
من دارم گريه ميكنم .
ـ مي گويند آدم به خاطره آن سيب در دستان حوا گناهکار شد اما هيچکس ندانست
من به خاطر تصویر آن سیب در چشمان تو
در جهنمم . . .
ـ هيچوقت مغرور نشو برگا وقتي مي ريزن که فکر ميکنن طلا شدن.
ـ يه مهموني تو آسمونه . مهموناش خدا و فرشته ها هستند اما مهموني شروع نمیشه
مي دوني چرا ؟ . . چون يكي از فرشته ها اونجا نيست و داره اين اس ام اس
رو مي خونه.
ـ آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت
در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهايي ما را به رخ ما بكشد
تنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت
ـ تو مثل ستاره ها مي موني مثل اونا زيبا مثل اونا دست نيافتني اما فقط يه فرقي با
اونا داري که اونا خيلي زيادن ولي تو تکي.
ـ خوردن شيريني خيلي راحته، خواندن داستان شيرين خيلي راحته، اما پيدا كردن
دوست شیرین خیلی سخته.خدای من توچطوري منو پيدا كردي؟
ـ تا حالا فکر کردي چرا برات اس ام اس ميزنم ؟
الف ) دوستت دارم!
ب) عاشقتم!
ج ) خاطر خواتم!
اصلا تو ارزش زنگ زدن نداري.
ـ دوستت ندارم به اندازه ي اوقيانوس،چون يه روز تموم ميشه.دوستت ندارم به
اندازه ي خورشيد، .چون غروب ميکنه.دوستت دارم به اندازي روت که هيچ وقت
کم نميشه . . . 
ـ قانون پايستگي عشق : عشق بوجود مي آيد,ولي هرگز از بين نمي رود,بلکه از
صورتي به صورتي ديگر و از اشخاصي به اشخاصي ديگر منتقل و تبديل ميشود.
ـ مرد: وقتي دعوامون ميشه چرا عصباني نمي شي؟
زن : خودمو کنترل مي کنم.
مرد: چه جوري ؟
زن : کاسه توالت رو مي شورم.
مرد : چه ربطي با دعواي من و تو داره ؟
زن :آخه با مسواک تو مي شورمش.
ـ یه روز يه روحاني ميره بالاي منبر يه خانم ميگه حاج آقامن تو خونه حجاب مو
رعايت ميكنم حاجي ميگه آفرين كليد بهشت رو بديد به اين خانم! يه خانم ديگه
ميگه اينكه چيزي نيست من چادر هم ميپوشم حاجي ميگه آفرين كليد بهشت رو
بديد به اين خانم !يه خانم ديگه ميگه من تو خونمون با تاپ ميگردم.مرد روحانی
ميگه آفرين كليد خونه اينا رو بديد به من.

ـ خروسه ميره بالاي ديواربعد ازتو كوچه يه ماشين مرغي رد مي شه ميگه :بچه ها
بياين سرويس دخترا اومد.
ـ يه ماره روسري سرش ميكنه بهش ميگن چرا روسري سرت كردي ميگه آخه من
كبری هستم.
ـ يه روزبه يه الاغه مي گن گوشات چقدردرازه ميگه؟آخه هرخوشگلي يه عيبي داره.
ـ يه خره عکس خودشو توي رودخونه ميبينه ، يهو ميگه آآآآآآآآآآآآآآآآ خرماهي.
اگرچه قدیمی بود ولی خوب واسه تفریح بد نبود دیگه
شما هم حالمو نگیریدااااااااااااااا
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 21:38 توسط آناهیتا
|
ای صمیمی ای دوست
گاه بی گاه لب پنجره ی خاطره ام می آیی . . .
ای قدیمی ای خوب
تو مرا یاد کنی یا نکنی
من به یادت هستم
آرزویم همه سرسبزی توست
دائم از خنده لبانت لبریز
دامنت پر گل باد. . . 


+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 20:52 توسط آناهیتا
|
عجب دنياييه اين دنياي زير آب!
قدرت و سليقه خالق هستي رو ببينيد و لذت ببريد...

+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 13:11 توسط آناهیتا
|
مدل لباس عروس
مدل کت و شلوار
مدل کفش
مدل مو
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 13:6 توسط آناهیتا
|
متولدين فروردين ماه: دختر يا پسر فرقي نمي كند، شما بايد بدانيد چون در ماه اول سال به دنيا آمده ايد و كنكور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار مي شود، روز امتحان دير از خواب بيدار مي شويد، بعد در ترافيك گير مي كنيد واحتمالاً از كوچه كه رد مي شويد زني با يك سطل آب كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتي بدرقه) از تمام اين مخاطرات كه بگذريد، جلوي حوزه امتحاني متوجه گم شدن كارت ورود به جلسه تان مي شويد بنابراين توصيه مي شود بيخود دنبال دردسر نرويد و از هرگونه تلاشي براي رسيدن به مقاطع بالاتر دانشگاهي خودداري كنيد!
متولدين ارديبهشت ماه: اول، قدم نورسيده را به مامان و بابا تبريك مي گوييم. تو اگر دختر باشي، اسمت يا نيره است يا حكميه و اگر پسر باشي اسمت يا هوخشتره است يا آريوبرزن (البته گوسفندان اسمهاي ديگري هم دارند)، متولدين اين ماه خيلي بي جنبه اند، آخر لزومي ندارد به بقالي سر كوچه تان پز بدهي كه بعد از يازده سال فوق قبول شده اي، خبر قبولي را احتمالاً در مراسم خاكسپاري يكي از بستگان مي شنوي و چنان قهقه ه اي ميزني كه گوركن با بيل و صاحب عزا با دسته بيل به دنبالتان خواهند دويد.
متولدين خردادماه: همانطور كه از اسم ماه تولدتان پيداست، دچار درس خواندن افراطي از نوع طالباني مي باشيد (همان خرخوان خودمان) دخترهاي خردادي يك روز قبل از كنكور ارشد برايشان خواستگاري پيدا مي شود (آنهم كچل پلاك ليزري نمره قبرس)، پس بهتر است كه دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهاي خردادي بدهند (كه براي پنجمين بار امتحان مي دهند).
متولدين تيرماه: يك خبر خوش به شما خواهد رسيد. لطفاً جنبه داشته باشيد، هيچ ربطي به كنكور ارشد ندارد چون هنوز دو سه ماهي تا امتحان باقي مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاييدن گاو پدربزرگتان مي باشد يا تصويب طرح افزايش وامهاي دانشجويي. فعلاً بهتر است بي خيال فوق شويد. هر وقت گاو پدربزرگتان تخم دو زرده گذاشت، آنوقت در امتحان شركت كنيد. مطمئن باشيد قبول مي شويد.
متولدين مردادماه: داوطلب گرامي ستاره بخت شما در دسترس نمي باشد. لطفاً جهت اطلاع بيشتر با دفتر نشريه يه چيزي بهتر، بخش طالع بيني و فالگيري، تماس بگيريد.
متولدين شهريور: اشتباه نكنيم بايد رشته ي هنر باشيد دختر يا پسر خوبم هيچ گنجي بهتر از يك تيپ عجيب و غريب و هيچ عزتي بالاتر از اينكه موهايت را دم اسبي ببندي، وجود ندارد. ناصحم گفت: «كه جز تيپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: اي ناصح عاقل هنري بهتر از اين فوق به چه درد مي خورد؟! مهم تيپه، كه آخرشي.
متولدين مهرماه: متولدين مهرماه، يا پسرند يا دختر (البته يك سري موجودات ديگر را هم شامل مي شود، كه مد نظر ما نيستند)، دخترها بعد از گرفتن ليسانس در كارگاههاي قاليبافي مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبي تبديل مي شوند. بنابراين خانمها در رشته فرش و آقايان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.
متولدين آبان ماه: تو احتمالاً يا ترانه پانزده سال داري و يا سكينه شانزده سال و يا اصغر يازده سال، پس توصيه مي شود كه هر وقت به سن قانوني رسيديد، برويد سراغ اين جور امتحانها، فعلاً شيرتان را بخوريد.
متولدين آذرماه :ای جووونمم..... عجب اختر بختي داريد آذريها! پسرهاي متولد آذر، روز امتحان عاشق مي شوند و شكل خانه هاي سياه پاسخنامه بي شباهت به قلب (نيزه اش فراموش نشود) نخواهد بودالبته نیاز به درس خوندن ندارن چون آذریها خیلی با هوشن واما خانمها شما در دانشگاه هوشنگ آباد سفلي در يك رشته نيمه پاره وقت شبانه با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پيام نور (البته با گواهي ISO هفت و هشت هزار) قبول خواهيد شد. لابد توقع داريد تحويلتان هم بگيرند. (مواظب خودت باش نابغه!)
متولدين دي ماه: دوست عزيز متأسفانه طالعتان خيلي بد است. شما يا شش سال پشت كنكور مي مانيد يا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور مانديد كه حتماً دوسال ديگر هم خواهيد ماند و سال هشتم قبول مي شويد، ولي روز اعلام نتايج دچار عارضه قبلي (منظور همان قلبي است) خواهيد شد و جان به جان آفرين تسليم خواهيد كرد. با توجه به هزينه زياد كفن و دفن خواهشمنديم روي دست پدر و مادر خرج نيندازيد، ماه همين جوري شما را دكتر قبول داريم!!
متولدين بهمن ماه: متولدين اين ماه بايد قبل از اينكه صبح زود از خواب بيدار شوند، توي رختخواب نرمش سنگين انجام داده، بعد 35 دقيقه خميازه بكشند (كمتر از حد اعتياد) و مجدداً بخوابند. اين كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهيد تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهيد. قبولي شما را آن هم با رتبه تك رقمي تضمين مي كنيم.
متولدين اسفند: عزيز دلم، اسفند، بدترين زمان ممكن براي به دنيا آمدن است، ـ آخه، عزيز من،ماه قحطي بود ـ چون امتحان كارشناسي ارشد در اين ماه برگزار مي شود. پسرهاي متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در رياضی پس از چند ترم آب خنك خوردن در پژوهشكده ي ماهاني به همان مدرك ليسانس راضي مي شوند و دختر خانمها اگر كمتر سريالهاي بيمزه تلويزيون را نگاه كنند، قبولي ارشد جلوي پاي آنهاست، اگر نمي بينند به چشم پزشك مراجعه كنند.
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 10:22 توسط آناهیتا
|
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 10:18 توسط آناهیتا
|
اينک که من از دنيا مي روم بيست وپنج کشور جهان جزو امپراتوري ايران است و در تمام اين کشور ها احترام دارند و مردم کشور نيز در ايران داراي احترام مي باشند . جانشين من خشايار شاه بايد مثل من در حفظ اين کشور ها بکوشد و راه نگهداري کشورها اين است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد .
اکنون که من از دنيا مي روم تو دوازده کرور خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان قدرت تو مي باشد زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش که تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي . من نمي کويم که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن ، زيرا قاعده اين خزانه اين است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان .
مادرت آتوسابرمن حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم کن.
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را که با سنگ ساخته مي شود و به شکل استوانه اي است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود ، حشرات در آن بوجود نمي آيد و غله در اين انبارها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه دهي تا اينکه آذوقه دويا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينکه غله جديد به دست آمد از غله موجود در انبارها براي تأمين کسر خوار وبار استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوقه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود هرگز دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي نگمار و براي آنان همان مزيت دوست بودن با تو کافيست ، چون اگر دوستان و نديمان خود را براي کارهاي مملکتي بگماري به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني ، چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي .
کانالي که من مي خواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود بياورم (کانال سوئز فعلي) هنوز هم به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن کانال را به اتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که ار آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهي به طرف مصرفرستادم تا اينکه در اين قلمرو وايران نظم و امنيت برقرار کنند ولي فرصت نکردم سپاهي به يونان بفرستم تو بايد اين کاررا به انجام برساني.
با يک ارتش نيرومند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند . توصيه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده چون هر دوي آنان آفت پادشاهي هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور بنما . هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن و براي اينکه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند براي ماليات قانوني وضع کردم که تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضي نگهدار و با آنها بد رفتاري نکن اگر با آنها بدرفتاري کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اين طور خواهند بود که دست روي دست ميگذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست خوردن تو را فراهم نمايند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينکه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنان زياد شود تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت کني.
همواره حامي کيش يزدان پرستي باش اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي نمايند و پيوسته به خاطر داشته باش که هرکس بايد آزاد باشد که از هر کيش که ميل دارد پيروي نمايد.
بعد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که خود فراهم کرده ام بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که مي تواني وارد قبر شوي تا تابوت سنگي مرا ببيني و بفهمي که من پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر من بيست وپنج کشور سلطنت مي کردم ، مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد خواه پادشاه کشور باشد يا يک خار کن و هيچ کس در اين جهان باقي نمي ماند .
اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني غرور و خود خواهي بر تو غلبه نخواهد کرد اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي بگو قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگاه دارد تا اينکه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند . زنهار ، زنهار هرگز هم مدعي هم قاضي نشو اگر هم از کسي ادعايي داري موافقت کن يک قاضي به يک طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و راي صادر نمايد زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد .
هرگز از آباد کردن دست بر ندار زيرا اگر دست از آباد کردن برداري کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است که وقتي کشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود . در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهر سازي را در درجه اول اهميت قرار بده .
عفو و سخاوت ، ولي عفو بايد موقعي بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگري خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ظلم کرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده ا ي .
بيش از اين چيزي نميگويم اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اينجا حاضر هستند ، کردم . تا اينکه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را کرده ام و اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميکنم مرگم نزديک شده است .
+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 10:15 توسط آناهیتا
|







********
این عکس ها هم مربوط به چشنواره سینمایی کن است.




+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 9:58 توسط آناهیتا
|
تخت جمشيد، که ايرانيان پارسه و يونانيان پرسپوليس ميخواندندش، نه يک پايتخت سياسي بلکه کانون ملي و نماد يکپارچگي شاهنشاهي نوپاي هخامنشي بود. آنچه بنيانگذار تخت جمشيد، داريوش بزرگ در نظر داشت، دولتي بود که در سايه اقتدار آن اقوام گوناگون با خصوصيات فرهنگي و سنتهاي خاص خود و با حفظ زبان و مذهب و آئينهاي خود به آرامش در کنار يکديگر زندگي توانستند کرد
اصولي که بر پايه آنها شاهنشاهي ايران 2566 سال پيش بدست کورش کبير بنيان نهاده شد، دگربار در سنگ نبشته داريوش متجلي مي شود
من، داريوش شاه، ناتوانان را پشتيبان هستم و اجازه نخواهم داد که توانمندان به آنان بيداد روا دارند. ...اي مردم، به اراده اهورامزدا من، داريوش، از شما ميخواهم که ناتوانان را پشتيبان باشيد و در برابر توانمندان و توانگران بيدادگر بايستيد
داريوش معماران و هنرمندان را از چهارگوشه شاهنشاهي پهناورش گرد آورد تا با مصالح و فنون خاص خود و طرح ريزي و اجراي ايراني بناهايي بيافرينند که تا آنزمان در جهان همتايي نداشتند و از نظر مقياس و شکوهمندي و نيز ابداع فنون نوين معماري و ظرافت به کمال رسيده شان در زمره عجايب دوران باستان بشمار ميروند.

تخت جمشيد ،مجموعه اي از کاخهاي بسيار باشکوهي است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از ميلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجاميد.تخت جمشيد در محوطة وسيعي واقع شده که از يک طرف به کوه رحمت و از طرف ديگر به مرودشت محدود است . اين کاخهاي عظيم سلطنتي در کنار شهر پارسه که يونانيان آن را پرپوليس خوانده اند ساخته شده است .
ساختمان تخت جمشيد در زمان داريوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه ياتختگاه بلندي را آماده کردند و روي آن تالار آپادانا و پله هاي اصلي و کاخ تچرا را ساختند . پس از داريوش ، پسرش خشايارشا تالار هديش را بنا نمود و طرح بناي تلار صد ستون را ريخت . اردشير اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشير سوم ساختمان را آغاز کرد که ناتمام ماند . اين ساختمانها بر روي پايه هايي ساخته شــده که قسمتـي از آنها صخره هاي عظيم و يکپارچه بوده و يا آنها را در کوه تراشيده اند .
نکته اي که سخت غير قابل باور مي نمايد اين واقعيت است که اين مجموعه عظيم و ارزشمند هزاران سال زير خاک مدفون بوده تا اينکه در اواخر دهه1310خورشيدي کشف شد.

ازآنچه امروز از تخت جمشيد بر جاي مانده تنها مي توان تصوير بسيار مبهمي از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با اين همه مي توان به مدد يک نقشه تاريخي که جزئيات معماري ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکي بهره از قوه تخيل، به اهميت و بزرگي اين کاخها پي برد.و اين همان چيزي است که در اين عکس ها به وضوح به چشم ميخورد.عظمت معماري يک کشور با تاريخ 2566 ساله.









+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 9:46 توسط آناهیتا
|
معمولا هر کاری که توش ذوق و سلیقه باشه به دل هم میشینه مثلا شما میتونین با یه کمی بذر keyboardتون رو به این صورت در بیارین.
اگه سبزی خوردن بکارین که چه بهتر با یه تیر 2 تا نشون زدین







+
نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 9:37 توسط آناهیتا
|