|
زندگي زندانيست که تعداد زندانبان هايش از زنداني هايش بيشتر است!
|
مندی سلارس" 32 ساله Proteus syndrome او باعث گردید تا به یک مریضی فوق العاده نادر مبتلا شود و آن اینکه پاهایش 70 کیلوگرم وزن داشته باشد . این مریضی نادر را هم هر دکتری توان تشخیص علت آن را ندارد . شاید به تعداد انگشتان یک دست در دنیا به آن مبتلا باشند .
بیماری او فقط در پاهایش تاثیر گذاشته است . سایز بالا تنه او کوچک است ، اما پاهایش هنوز در حال رشد هستند. سایز کف پای او 35 اینچ می باشد . "مندی" که فارغ التحصیل رشته روانشناسی می باشد ، می گوید که تلاش می کند که مانند بقیه عادی زندگی کند . او از هم صحبتی با دوستانش و مخصوصا رانندگی با ماشین ویژه خود ( که با دست کنترل می شود ) لذت می برد . وضعيت "مندی" یعنی اینکه پاهایش همچنان رشد می کند و رشد می کند . او هنوز می تواند راه برود ولی می گوید نهایتا باید پاهایش قطع شود چونکه هیچ درمان و دارویی برای بیماری او وجود ندارد . "مندی" می گوید که در حال برنامه ریزی برای زندگی بعد از قطع پاهایش می باشد.
هدیه تهرانی بالاخره پای سفره عقد نشست تا رسما تشکیل زندگی مشترک بده.این مهمترین خبر در سال ۱۳۸۶ در سینمای ایران بود.هدیه در آستانه ۲۶ سالگی با فردی به نام هومن بهمنش متولد بهمن ماه و اهل سنندج ازدواج کرد.بهمنش دارای لیسانس سینما از دانشگاه اصفهان می باشد.

باغ شاهزاده یکی از عالیترین و زیباترین باغهای سنتی ایران محسوب می شود . این باغ در نیم فرسنگی ماهان در دامنهکوههای تیگران جلوه گری می کند و از یادگارهای عبدالحمید میرزا فرمانفرما - حاکم کرمان در اواخر دوره قاجاریه است . گویند که جون خبر مرگ ناگهانی حاکم را به ماهان بردند بنایی که مشغول تکمیل سردر ساختمان بود تغار گچی را که بدست داشت محکم به دیوار کوبید و کار را رها کرده و فرار نمود آنطور که جای خالی کاشی ها همچنان بر سردرورودی خودنمایی می کند .

این باغ دارای سردر ورودی بسیار زیبا - عمارت شاه نشین و حمام می باشد . از قسمتهای ارزشمند باغ شکه آبرسانیو حوض های آن می باشد که در محور مرکزی باغ قرار دارد درجلوی عمارت اصلی حوض بزرگی با 5 فواره مشاهده می شود و آب این حوض که سرچشمه آن قنات معروف تیگران است به پاشویه سنگی اطراف آن ریخته و از آنجا به طرف ده شرشره آبشارگونه جاری می شود . این شبکه آبرسانی از نظر طراحی شاهکار محاسبه و دقت بشمار می رود . بازسازی باغ شاهزاده بعد از پیروزی انقلاب درسال 70 همزمان با برگزاری کنگره خواجوی کرمانی انجام گردید . در حال حاظر قسمت شاه نشین به یک رستوران مبدل گردیده و توسط بخش خصوصی اداره می گردد . این باغ دارای درختان میوه بسیاری از جمله انگور -آلو- آلوچه (گوجه سبز) - هلو - گردو و ... می باشد که در بین درختان زینتی جای گرفته و خودنمایی می کنند . هرساله گردشگران بسیاری از سراسر ایران وجهان برای بازدید از این باغ به ماهان می آیند و ساعتی را با آرامش و فارغ از دغدغه های زندگی سپری می نمایند .
سالها قبل در چين، پاهاي کوچک در زنان زيبايي محسوب ميشد. به همين دليل براي کوچک نگه داشتن پاهاي آنها، در سنين جاني پاهاي اونها رو ميشکستند. کاري دردناک و وحشتناک!!!!!!
عکسهاي زير مربوط به همين سنت وحشتناک است....
فقط به دخترا گیر میدن انگار نه انگار پسرا هم هستن . . .
یه چی یواشکی بگم
انگار پسرارو . . .
حساب نمیکنن![]()
![]()
![]()
چه غورباقه باحالی . . . !![]()
عجب دامادیه خداوکیلی . . . !![]()
وای چه سرده . . . !![]()
اگه تونستی رو این تخته بخوابی!!!![]()

بهترین لباس دنیا!![]()
|
سلام بچه ها، عکسی که بالا مشاهده میکنید! عکس کارت عروسی شاه و فرح هست. حتما نظراتتون را بگید! این دیگه ته عکسه…
يك خانواده يهودي در سرزمينهاي اشغالي فلسطين، براي رهايي از دست طوطي خود كه تكبير ميگفت و كلمات عربي بر زبان ميراند، آن را فروخت.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه صهيونيستي معاريو، يك خانواده يهودي دو روز پس از خريدن يك طوطي آن را به معرض فروش گذاشتند و اعلام كردند اين طوطي هر روز صبح به زبان عربي سخن ميگويد و نداي “الله اكبر” سر ميدهد.
به نوشته اين روزنامه، اين خانواده يهودي، طوطي خود را دو روز پيش از اينكه به معرض فروش بگذارند از شهرك كفرقاسم در منطقه اشغالي ۱۹۴۸ با قيمت ارزان خريده بودند اما پس از بازگشت به منزل خود در عسقلان صبح زود با صداي “الله اكبر” و كلمات عربي طوطي غافلگير شدند.
![]() |
![]() |
||||
![]() |
|||||
![]() |
![]() |
باغ ارم شیراز بطور مسلم از دوره سلجوقیان و در تمام دوره آل اینجو و آل مظفر و گورکانیان وجود داشته و با توجه به اینکه سیستم فئودالی بطور کامل بر جامعه آن دوره حاکم بوده بدون تردید بانیان و صاحبان باغ ارم که باغی ارزشمند بوده، در آن زمان حکام وقت بودهاند. احتمال میرود اتابک قراچه که از طرف سنجر سلجوقی به حکومت فارس منصوب بوده دستور احداث این باغ را داده باشد. بعد از وی تا جلوس شاه شیخ ابواسحاق اینجو که احتمالاً باغ ارم را در تصدی داشت، اطلاعی از نحوه مالکیت این باغ در دست نیست. شاه شیخ ابواسحاق اینجو در سال ۷۴۲ ه.ق جلوس نموده و در سال ۷۵۷ ه.ق کشته شد. پس از انقراض سلسله آل اینجو بوسیله آل مظفر، احتمالاً باغ ارم به مالکیت سلاطین آل مظفر در آمدهاست و در عهد شاه منصور آخرین پادشاه این خاندان که به دست گورکانیان کشته شد، باغ در نهایت آبادانی و شکوه بودهاست. از عصر صفویه به بعد باغ ارم در نوشتههای جهانگردان، آباد و باشکوه توصیف شدهاست. در عهد کریم خان زند احتمالاً باغ ارم در مالکیت سران سلسله زندیه بوده و مانند سایر ابنیه و باغهای شیراز مرمت یافتهاست. از اواخر دوره زندیه تقریباً بیش از هفتاد و پنج سال باغ ارم در تصاحب سران ایل قشقایی بودهاست. خاندان جانی خان قشقایی که از دوره فتحعلی شاه قاجار با سمت ایلخانی و ایل بیگی بر ایل قشقایی فرمانروایی میکردند، مدت مدیدی این باغ را در اختیار داشته و از آنجا به عنوان مقر فرمانفرمایی خود در شهر شیراز استفاده میکردهاند. نخستین ایلخان این خاندان یعنی جانی خان و پسرش محمد قلی خان عمارتی با شکوه در این باغ بنا نهادند. در اوایل دوره قاجاریه بعضی از سران ایل قشقایی که مالکین سابق باغ ارم بودهاند در گوشهای از این باغ به خاک سپرده شدهاند که در حال حاضر نشانی از این قبور در دست نیست. ساختمان عمارت این باغ در دوره ناصرالدین شاه قاجار هنوز مرغوب و قابل توجه بودهاست. در دوره سلطنت ناصرالدین شاه، حاج نصیرالملک شیرازی باغ را از خاندان ایلخانی خریداری نموده و ساختمان فعلی موجود در باغ را به جای عمارت ایلخانی بنا نمود ولی احتمالاً اساس ساختمان قبلی را حفظ کردهاست. پس از درگذشت حاج نصیرالملک در سال ۱۳۱۱ ه.ق تزئینات بنا و بعضی قسمتهای ناتمام بوسیله ابوالقاسم خان نصیرالملک، مالک این باغ اتمام یافتهاست. در آن زمان توصیفی توسط فرصتالدوله شیرازی راجع به این باغ داده شده که به شرح زیر میباشد: «... بستانی است بی مثال و گلشنی است بهشت تمثال ...، سروهایش سر به افلاک کشیده، عماراتی دارد شاهانه مشتمل بر تالاری که به واسطه دو ستون قوی پیکر بر پاست و ارسیها، گوشوارهها و اتاقها و رواقهای دیگر را از فوقانی و تحتانی داراست. آبشارهای متعدده از هر جانب آن روان است و سبزههای اطراف جویش چون خط برگرد عارض نوش لبان. بنای اول آن را محمد قلی خان ایلخانی نهاده سپس مرحوم حاجی نصیرالملک خریده و حکم به بنیاد عمارات مذکور داده. حاجی محمد حسن معمار... آن بنا را برآورده باغی دیگر برآن افزودهاند. آن نیز هوایش معطر است...، خلوتی دیگر دارد که نارنجستانش نام نهادهاند. باربند و کوشکی هم برای آن قرار دادهاند.» دونالد ویلبر درباره باغ ارم شیراز چنین نگاشتهاست: «... برای مدت لااقل ۷۵ سال این عمارت در تصاحب خانها و یا سران قبیله قشقایی بود. همین ساختمان هسته مرکزی باغ به شمار میرود. در این موقع دیواری در وسط باغ احداث کردند و بدین ترتیب باغ به دو قسمت تقسیم گردید. باغ ارم محبوبیت فراوان خود را مدیون درختان مرکبات و خیابان طویلی است که در دو طرف آن سروهای باشکوه غرس گردیده و ساختمان جالب توجهی که شاهد مهماننوازی بی دریغ ایل قشقایی بودهاست. هرچند سال یکبار مقداری از درختان مرکبات بر اثر سرمای سخت از بین میروند درحالی که سروها در عرض پنجاه سال اخیر همچنان جذابیت خود را حفظ کردهاند ... .» در تهیه طرح باغ، محور طولانی آن مشخص گردیدهاست. امروز کوشک اصلی، هسته مرکزی این باغ و جالبتوجهترین جنبه آن را تشکیل میدهد. اطاقهای طبقه زیرین تقریباً زیرزمین است و تالار مرکزی آن را برای استراحت در روزهای گرم تابستان در نظر گرفتهاند. نهر آب مستقیماً از این تالار میگذرد و در سر راه خود قبل از اینکه به حوض بزرگی فرو ریزد استخر را پر میکند. دیوارها و کف این تالار از کاشیهای رنگین پوشیده شدهاست. پلکانی این طبقه را به طبقه بالاتر و به راهروهایی که به تالار بزرگ منتهی میگردد متصل میسازد. منظره جنوبی آن همان ادامه محور اصلی است و از طرف شمال چشم انداز آن را تپههایی تشکیل میدهد که در حاشیه رودخانه قرار گرفتهاست. در این محل نیز مانند بسیاری دیگر از ساختمانهای شیراز کاشیهای براق و سنگهای تراش میراث قدیم را از نو رواج میدهد. این قسمت سه گوش (سنتوری) منظرهای را متعلق به دوره ساسانیان که با کاشیهای رنگی زینت شده نشان میدهد درحالی که در طبقهای که همسطح زمین ساخته شده تخته سنگهای آهکی نسخههای تحریف شدهای است از نقوش برجسته دوره هخامنشیان که در تخت جمشید دیده میشود. در سراسر این ناحیه وسیع بوته گل سرخ کمتر دیده میشود و به جای آن در گلخانه که داخل آن را با چوب به طرز پلکانی ترتیب دادهاند انواع گلها را در گلدان نگاهداری میکنند تا آنها را در نقاط اصلی در داخل کوشک و خارج آن قرار دهند." باغ ارم پس از فوت ابوالقاسم خان نصیرالملک به فرزندش رسید و پس از چندی به یکی از سران ایل قشقایی فروخته شد. سپس به تصرف دولت درآمده و به دانشگاه شیراز واگذار شدهاست. دانشگاه شیراز مدتها به عنوان کاخ پذیرایی از آنجا استفاده مینمود. در سالهای ۱۳۵۰_۱۳۴۵ه.ش این باغ با اعتبار واگذاری از طرف سازمان برنامه و بودجه و زیر نظر مسئولین وقت دانشگاه، تعمیر اساسی شده و زمین وسیعی نیز در حاشیه بلوار ارم و بلوار آسیاب سهتایی به آن افزوده شدهاست. امروزه باغ ارم همچنان در اختیار دانشگاه شیراز میباشد و در حقیقت به تمام مردم تعلق دارد.
روایت کردهاند که ارم نام باغی بهشتگونه بود که [شداد] پسر عماد، پادشاه عربستان جنوبی، بهمنظور رقابت با بهشت ساخته بود. تاریخ ساخت و بنیانگذار اولیه باغ ارم [شیراز]، بهدرستی مشخص نیست؛ ولی توصیفهایی از آن در سفرنامههای متعلق به قرن دهم و یازدهم هجری آمدهاست. این باغ تنوع گیاهی بسیار بالایی دارد و گیاهان بسیاری از اقصا نقاط جهان در این باغ کاشته شده است؛ به شکلی که باغ در قالب یک نمایشگاه از انواع گلها و گیاهان درآمدهاست. در حال حاضر این باغ در اختیار [دانشگاه شیراز] است؛ باغ گیاهشناسی آن در اختیار دانشکده کشاورزی و ساختمان باغ در اختیار دانشکده حقوق قرار دارد.
۱ـ پسر نوح با بَدان بنشست كوپُن قندُ چايی اش گُم شُد
۲ـ كَبوتر با كَبوتر باز با باز بيا بِشنو حَديث اُردكُ غاز
۳ـ چنين گفت رُستم به اِسفنديار كه من گُشنَمه، نونِ سَنگك بيار
۴ـ چو عُضوی به دَرد آورد گُربه ها دِگر موش ها را نَباشد قَرار
۵ ـ تو كَز مِحنت ديگران بيغمی گُمانم پسر عَمّه شَلغَمی
۶ ـ روزی زِ سَر سَنگ عقابی به هوا خاست اَز مرد قاچاقچی يكی سيگارِ هُما خواست
۷ـ از محّبت خارها گُل می شود از بی پولی گَردنم شُل می شود
۸ ـ يكی از بُزرگانِ اَهل تَميز زِ تَرس زَنش می رود زيرِ ميز
۹ـ يكی از بزرگانِ اَهل سِدِه برای خَرش ساندويچ اِسِدِه
۱۰ـ يكی از بزرگانِ اهل يمن يكی دُگمه آش بود ۲۲ مَن
۱۱ـ دوش ديديم كه ملائك دَرِ مِيخانه زدند كَچلی را بِگرفتندُ مُويش شانه زَدند
۱۲ـ پسر نوح با بَدان بِنشَست كانادا خوردُ شيشه اش بِشِكَست
۱۳ـ كَبوتر با كَبوتر ، باز با باز كه ماشين در خيابان می دهد گاز
۱۴ـ مُژده اِی دِل كه مسيحا نفسی می آيد هَر دَم از پنجره ما مگسی می آيد
۱۵ـ شِنيدم از نيک مردی فقير که موشی پَريد توی ظرفِ پنير
۱۶ـ اگر داری تو عقلُ دانشُ هوش برو ديپلم بگير فالوده بِفروش
۱۷ـ دوست آن باشد كه گيرد دَست دوست دَر هوا. روی زمين. پيش خروس
۱۸ـ هرچه از دوست می رسد نيكوست آب شلغم بهتر از آبِ كَدوست
۱۹ـ اِی كاروان آهسته ران كارام جانم می رود آهسته دَر جيبِ بابام دَست مامانم ميرود
۲۰ـ ما بِدين رَه نه پی حِشمتُ جاه آمده ايم اَسبمان يونجه نداشت از پی كاه آمده ايم
۲۱ـ سعديا مَردِ نكونام نميرد هَرگز مُرده آنَست كه مشتش بزنی جُم نَخورد
۲۲ـ ميازار موری كه دانه كش است كه شلوار دارَد وَلی بی كِش اَست
۲۳ـ كبوتر با كبوتر باز با باز گرفت مادر زَنم ناگَه مَرا گاز
۲۴ـ مردان خُدا پَرده پِندار دريدند صَد و شصت لگد خوردند و سيگار خريدند
۲۵ـ بنی آدم اعضای يكديگرند سَرِ گوشت و كوفته به هم می پَرند
۲۶ـ ميازار موری كه دانه كِش اسَت كه مادر زَنَش لات و چاقو كِش اَست
۲۷ـ بنی آدم اعضای يكديگرند كه بر سَرِ گوشت و كوفته به هَم می پَرنند
اصفهانیه یه پوسته موز می بینه می شینه کنار موزه . می گن چرا اینجا نشستی ؟!!!میگه : آخه می خوام فکر کنند من این موزه رو را خوردم .
بچه اصفهانیه توي امتحان بيست ميگيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم ميكردي؟
یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 25تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 20 تومن به اندازه 5 تومن دنده عقب برید.
اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق و بهش بگی کوچه اونطرفی شام میدن.
يه روز يه اصفهانی بليط هواپيما ميگيره، ميره ايستگاه قطار، سوار اتوبوس ميشه، با دوچرخه ميره مسافرت.
اصفهانیا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:۱-همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن ۲- هر قلوپ نوشابه كه ميخورن به شيشه نگاه ميكنن ببينن تا كجاش رفته ۳- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ ۴- بستني ليواني كه ميخورن حتما درش رو ميليسن.
تركه پسرشو ميذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!
يه روز يه گوسفند پشت يه تركه ميگه: بععععع.... تركه بر ميگرده و ميگه: بـــــــــــــــه.... سلام!
از يه تركه ميپرسن: چرا تركها به «ق» ميگن «گ»؟ تركه ميگه: اون گبلن گبلنها، گديم گديما ميگفتيم، حالا ديگه نميگيم!
يه زن به شوهرش ميگه: اگه ميخواي كه براي تولدم يه كادو بخري، يه چيزي بخر كه به پالتو پوستم بخوره! مرد ميگه: از قبل فكر اونو كردم! زنه ميگه: چي خريدي؟ مرد ميگه: نفتالين!
به ترکه ميگن:خاصيت نوشابه را بگو. ميگه: آب دارد گاز دارد ولی متاسفانه تلفن ندارد!
تركه و اصفهانيه و همدانيه مرحوم ميشن. اون دنيا ميرن جلو در بهشت، تا ميان برن تو يارو دربونه يك نگاه به پروندشون ميكنه، با لگد پرتشون ميكنه بيرون! خلاصه همينجور دم در بهشت ولو بودن، يهو همدانيه ميبينه دارن يك جنازه ميبرن تو بهشت، اينم بدو بدو ميره زير جنازه رو ميگيره و لاالهالاالله گويان ميره تو. يك مدت ميگذره، اصفهانيه ميبينه يك جانباز داره با ويلچر ميره تو، اينم بدو بدو ميره پشت ويلچر رو ميگيره و ميره تو. تركه خيلي شاكي ميشه، هي دور و بر رو نگاه ميكنه، ميبينه پشت بهشت ساختمون سازي دارن، يك فرغون افتاده اون گوشه. خلاصه فروغون خالي رو ور ميداره ميره جلو در بهشت. دربونه ميپرسه: چيكار داري؟ تركه ميگه: كوري نميبيني مفقود الاثر آوردم؟!
تركه ميره مكه. وقتي برميگرده رفقاش ميپرسن: تعريف كن چجوريا بود؟ تركه ميگه: ايلده باز خدا نبود، ملت همه تو حياط ولو بودن!
زن تركه حامله بوده، ميبرنش سونوگرافي كه جنسيت بچه رو معلوم كنند. خلاصه زنه و يارو دكتره ميرن تو اتاق و بعد يك ربع دكتره مياد بيرون، به تركه ميگه: مژده بده، بچهت دختره. تركه خيلي حال ميكنه، ميگه: آخــــييـي.. آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟!
سوسكه به خودش نارنجك ميبنده، ميره زير دمپايي!
از رشتيه ميپرسن: ممد آقا، بچه كجايي؟ ميگه: خودم بچه رشتم، ولي بابام بازار مشترك بوده!
واسه امروزتون بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــسه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()