تبليغاتX
بیا تو پشیمون نمیشی . . . !!!
زندگي زندانيست که تعداد زندانبان هايش از زنداني هايش بيشتر است!

خسرو شکیبایی در گذشت

خسرو شکیبایی، بازیگر برجسته تئاتر، سینما و تلویزیون ایران صبح امروز در سن ۶۴ سالگی درگذشت.

فرزند آقای شکیبایی در گفتگو با زمانه با تأیید این موضوع گفت که آقای شکیبایی که در بخش آی سی یو در بیمارستان پارسیان بستری بود، ساعت ۹ صبح روز جمعه در گذشت.

پویا شکیبایی گفت که آقای شکیبایی از بعد از ظهر روز پنجشنبه احساس ناراحتی داشت که نهایتاً در ساعت ۳ بامداد به اورژانس بیمارستان پارسیان منتقل و بستری شد.

وی گفت که معاینات و اقدامات اولیه در مورد آقای شکیبایی تا حوالی ساعت ۵ بامداد در اورژانس این بیمارستان انجام شد و پس از آن به بخش آی سی یو منتقل شد.

فرزند خسرو شکیبایی همچنین علت درگذشت وی را ایست قلبی در ساعت ۹ صبح اعلام کرد.

به گفته وی پيکر مرحوم خسرو شکيبايی قرار است ساعت ۹ صبح روز يکشنبه ۳۰ تير از مقابل تالار وحدت تهران، به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع شود.

خسرو شکیبایی، در سال ۱۳۲۳ در تهران به دنیا آمد. او که دانش‌ آموخته بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای تهران بود، کارش را با تئاتر آغاز کرد.


خسرو شکیبایی در سن ۶۴ سالگی درگذشت

او در سال ۱۳۶۱، با بازی در فیلمِ «خط قرمز» به کارگردانی مسعود کیمیایی پا به عرصه سینما گذاشت. اما پس از بازی در فیلمِ «هامون» ساخته داریوش مهرجویی در سال ۱۳۶۸ به اوج شهرت رسید. او با بازی در نقش «حمید هامون»، پررنگ‌ترین تصویر روشنفکری را در سینمای ایران خلق کرد.

شکیبایی دوبار به خاطر بازی در فیلم‌های «هامون» و «کیمیا»، برنده‌ی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر شد.

خسرو شکیبایی، علاوه بر «هامون»، درپنج فیلمِ دیگر مهرجویی نیز بازی کرد. او در تلویزیون نیز با بازی در سریال‌های «روزی روزگاری» و «خانه سبز» حضور پرفروغی داشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 21:25  توسط آناهیتا  | 

 

جوانترین مادر دنیا مادریست از روسیه که در سن ۱۱ سالگی مادر شده است.

و الان این مادر ۱۴ ساله هست و بچه اش ۳ سال دارد.

 

 

 

 پیرترین مادر دنیا

این خانوم  نمی خواسته ارزوی مادر شدن رو به گور ببره

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 23:58  توسط آناهیتا  | 

 

عکس بالا که عکاس آن نامشخص است بهترین نمونه برای نشان دادن نمونه رفتار نازیها با اسیران جنگی در جنگ جهانی دوم است. در عکس، یک مرد یهودی در حالی که منتظر زنده به گور ماندن خود است گلوله ای از پشت در مغزش خالی می شود!

عکس فوق که برنده جایزه پولیتزر سال 2007 شده است توسط اودد بالیلیتی گرفته شده است. در این عکس یک زن یهودی بهترین نشانه مقاومت مقابل پلیس اسرائیل را به نمایش می گذارد!

تاریخ: 11 ژوئن 1963، در ویتنام یک راهب که بر علیه حکومت کاتولیک عصیان کرده است با سوزاندن جسم خود اعتراضش را در شلوغترین ساعت روز در وسط خیابان نشان می دهد. می سوزد چون بیش از این از دستش بر نمی آید.

عکس فوق از تأثیر برانگیزترین عکسهای دنیاست: روزگاری که در آمریکا تبعیض نژادی و طبقاتی وجود داشت و سیاهان و سرخها از یک شیر آب و سفیدپوستها از شیر آب دیگری استفاده می کردند

عکس بالا: پایان جنگ جهانی دوم؛ یک سرباز ارتش سرخ در حال برافراشتن پرچم شوروی بر فراز بام رایشتاگ در آلمان، تاریخ: می 1945، پایان افسانه آلمان، پایان وحشت، مرگ، نابودی

عکس فوق هم مربوط به ناآرامی های کوزوو است، یک کودک کوزوویایی در حالی که تسلیم به نزدیکانش در آلبانی می شود، به چهره کودک نگاه کنید.

عکس بالا نمایی از یک بازداشتی عراقی را نشان می دهد. در حالی که کیسه ای سیاه به سر پدر کشیده شده است، شاید تنها تسلی پدر نیز حضور فرزندش در آغوش باشد. عکاس: جان مارک بوجو، برنده بهترین عکس خبری سال 2003

عکس فوق هم به عنوان سمبلی از کشتار اسرائیل شناخته شده است و برای ما عکس نام آشنایی ست. جمال الدوری در حالی که زیر رگبار گلوله های اسرائیلی ها باقی مانده است سعید دارد فرزندش را از گلوله خوردن محافظت کند. در حالی که التماس می کند شلیک نکنند. محمد الدوری لحظاتی بعد در آغوش پدر بر اثر گلوله اسرائیلی ها شهید می شود!

عکس بالا: میدان "تیان آن من" پکن، یک مرد چینی که به نظام کمونیست حاکم اعتراض می کند یک تنه و با شجاعت در برابر تانکهای چینی می ایستد و آنها را مجبور به توقف می کند، حتی اگر برای لحظه ای کوتاه باشد!

عکس بالا نیز از عکسهای فراموش نشدنی تاریخ خواهد بود. زمان: 11 سپتامبر 2001، مکان برج تجارت جهانی در نیویورک، و مردی که از فرط ناچاری خود را از بالای بلندا به پائین پرت می کند...

و:

و عکسی که در بالا مشاهده می کنید ... عکسی که هیچگاه از خاطر انسانیت محو نخواهد شد. سال،  سال 1994 است، یک کودک سودانی در حال جان دادن بر اثر گرسنگی است و لاشخوری که در پشت انتظار مرگ یک کودک را می کشد...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 19:46  توسط آناهیتا  | 

پسري جوان که يکي از مريدان شيفته شيوانا بود، چندين سال نزد استاد درس معرفت و عشق مي آموخت. شيوانا نام او را "ابر نيمه تمام" گذاشته بود و به احترام استاد بقيه شاگردان نيز او را به همين اسم صدا مي زدند. روزي پسر نزد شيوانا آمد و گفت دلباخته دختر آشپز مدرسه شده است و نمي داند چگونه عشقش را ابراز کند!؟ شيوانا از "ابر نيمه تمام" پرسيد:" چطور فهميدي که عاشق شده اي؟!"
پسر گفت:" هرجا مي روم به ياد او هستم. وقتي مي بينمش نفسم مي گيرد و ضربان قلبم تند مي شود. در مجموع احساس خوبي نسبت به او دارم و بر اين باورم که مي توانم بقيه عمرم را در کنار او زندگي کنم!"
شيوانا گفت:" اما پدر او آشپز مدرسه است و دخترک نيز مجبور است به پدرش در کار آشپزي کمک کند. آيا تصور مي کني مي تواني با کسي ازدواج کني که براي بقيـه همکلاسي هايت غذا مي پزد و ظرف هاي غذاي آنها را تميز مي کند."
"ابرنيمه تمام" کمي در خود فرو رفت و بعد گفت:" به اين موضوع فکر نکرده بودم. خوب اين نقطه ضعف مهمي است که بايد در نظر مي گرفتم."
شيوانا تبسمي کرد و گفت:" پس بدان که عشق و احساس تو به اين دختر هوسي زودگذر و التهابي گذرا بيش نيست و بي جهت خودت و او را بي حيثيت مکن!"
دو هفته بعد "ابر نيمه تمام" نزد شيوانا آمد و گفت که نمي تواند فکر دختر آشپز را از سر بيرون کند. هر جا مي رود او را مي بيند و به هر چه فکر مي کند اول و آخر فکرش به او ختم مي شود." شيوانا تبسمي کرد و گفت:" اما دخترک نصف صورتش زخم دارد و دستانش به خاطر کار، ضخيم و کلفت شده است. به راستي بد نيست که همسر تو فردي چنين زشت و خشن باشد. آيا به زيبايي نه چندان زياد او فکر کرده اي! شايد علت اين که تا الان ترديد کرده اي و قدم پيش نگذاشته اي همين کم بودن زيبايي او باشد؟!" پسر کمي در خود فرو رفت و گفت:" حق با شماست استاد! اين دخترک کمي هم پير است و چند سال ديگر  شکسته مي شود. آن وقت من بايد با يک مادربزرگ تا آخر عمر سر کنم!"
شيوانا تبسمي کرد و گفت:" پس بدان که عشق و احساس تو به اين دختر هوسي زودگذر است و التهابي گذرا بيش نيست پس بي جهت خودت و او را بي حيثيت مکن!"
پسرک راهش را کشيد و رفت. يکي از شاگردان خطاب به شيوانا گفت که چرا بين عشق دو جوان شک و ترديد مي اندازيد و مانع از جفت شدن آنها مي شويد. شيوانا تبسمي کرد و پاسخ داد:" هوس لازمه جفت شدن دو نفر نيست. عشق لازم است و "ابر نيمه تمام" هنوز چيزهاي ديگر را بيشتر از دختر آشپز دوست دارد."
يک ماه بعد خبر رسيد که "ابر نيمه تمام" بي اعتنا به شيوانا و اندرزهاي او درس و مشق را رها کرده است و نزد دختر آشپز رفته و او را به همسري خود انتخاب کرده است و چون شغلي نداشته است در کنار پدر همسر خود به عنوان کمک آشپز استخدام شده است.
يکي از شاگردان نزد شيوانا آمد و در مقابل جمع به بدگويي "ابر نيمه تمام" پرداخت و گفت: " اين پسر حرمت استاد و مدرسه را زير پا گذاشته است و به جاي آموختن عشق و معرفت در حضور شما به سراغ آشپزي رفته است. جا دارد او را به خاطر اين بي حرمتي به مرام عشق و معرفت از مدرسه بيرون کنيد؟!"
شيوانا تبسمي کرد و گفت:"ديگر کسي حق ندارد به کمک آشپز جديد مدرسه "ابر نيمه تمام" بگويد. از اين پس نام او "تمام آسمان" است. اگر من از اين به بعد در مدرسه نبودم سوالات خود در مورد عشق و معرفت را از "تمام آسمان" بپرسيد. همه اين درس و معرفت براي اين است که به مرحله و درک "تمام آسمان " برسيد. او اکنون معناي عملي و واقعي عشق را در رفتار و کردار خود نشان داده است."

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 16:59  توسط آناهیتا  | 

مردی که با اعلام خبر بارداریش دنیا را شگفت زده کرد او در مصاحبه با اپرا حقایق جالب و خواندنی از زندگیش خودش راگفت

توماس بتی در مقابل دوربین های تلویزیونی در برنامه اپرا وینفری که یکی از معتبرترین برنامه های تلویزیونی دنیا هست  شکم باردار خودش را نشان داد او همچنین عکسی از خودش را که زمانی بعنوان دختر جوان بود و در مقایسه ملکه زیبایی شرکت کرده بود نشان داد

Click for Full Size View

او در گفتگو با اپرا تاکید کرد که برای سلامتی اش نگران است او همچنین گفت دکترها به او گفتند ممکن است نوزاد او پس از زایمان از دنیا برود







توماس بیتای 34 ساله چند سال است که  تغییر جنسیت داده است

در برنامه اپرا صحنه های مختلفی از زندگی او بصورت ویدئو نمایش داده شد حتی صحنه رفتن او به سونوگرافی و مشخص شدن دختر بودن بچه اش.







او پذیرفت که هیچکسی نمی تواند درک کند چرا او و همسر 45 ساله اش خواستند بچه دار شوند

توماس بیتای گفت وقتی بچه اش به اندازه کافی بزرگ شود همه حقایق را به او خواهد گفت

او خواهد گفت چقدر والدینش عاشق هم بودند و چقدر نیز عاشقانه او را دوست خواهند داشت




توماس بیتای و  همسرش نانسی دراتاق  بچه

توماس بیتای متولد هاوائی است او تصمیم گرفت به روش تلقیح مصنوعی حامله شود 5 سال پس از اینکه همسرش بدلیل بیماری رحم اش را خارج کرد ، او گفت اگر نانسی می توانست حامله شود او هرگز حامله نمیشد.

بتی گفت از واکنش مردم پس از تولد بچه خیلی می ترسد

من می خوام اینکارو آسان کنم برای زوج های شبیه ما ، اما من می ترسم

من می ترسم از واکنش مردم نسبت به زندگی ما ، من نمی خوام زندگی که دارم رو از دست بدم ، من می دونم این چیز خیلی سختی برای بسیاری از مردم است که درک کنند

اما فقط برای ما این یعنی اینکه ما زن و شوهری هستیم که یه بچه خواهند داشت.



توماس بتای زمانیکه دختر جوانی بود و در مسابقه ملکه زیبایی شرکت کرده بود.


مرد امريکايي که ششمين ماه بارداري خود را پشت سر مي گذارد در مصاحبه تلويزيوني آرزوي خود را به دنيا آوردن کودکي سالم عنوان کرد. به گزارش اي بي سي نيوز توماس بيتي مرد ۳۴ ساله يي که سال ها پيش تغيير جنسيت داده است در برنامه تلويزيوني اپرا وينفري به شرح وضعيت خود پرداخت.



اين مرد جوان که تا سن ۲۲ سالگي به عنوان مدل لباس هاي زنانه فعاليت مي کرده و سپس تغییر جنسیت داده است، درخصوص باردار شدن خود پس از ۱۲ سال زندگي مردانه گفت؛ يکي از آرزو هاي هميشگي من اين بود که فرزندي داشته باشم اما پس از گذشت پنج سال از ازدواج خود با نانسي دريافتم او به خاطر مشکلات جسماني قادر به باردار شدن نيست. در اين زمان ما با هم مشورت کرديم و سرانجام به اين نتيجه رسيديم که من با توجه به وضعيت جسماني خودم براي باردار شدن تلاش کنم.

Click for Full Size View

 

توماس در ادامه احساس خود را در مورد زندگي مردي که باردار است چنين بازگو کرد؛ زماني که اين تصميم را گرفتيم به اين نمي انديشيدم که من در حال حاضر چه جنسيتي دارم و تصور جامعه از من چيست. تنها هدف مان اهميت داشت. من گمان مي کنم در اين مورد باردار شدن يک عمل مردانه يا زنانه نيست بلکه يک عمل انساني است. اين نيازي است که فردي مي خواهد بچه دار شود و حالا که در اين وضعيت هستم تنها آرزويم اين است که فرزند سالمي را به دنيا آورم. نانسي همسر توماس که از ازدواج قبلي خود دو فرزند دارد، در شرح چگونگي انجام اين عمل گفت؛ پس از اينکه تصميم به انجام اين کار گرفتيم ما ابتدا به دنبال کسي گشتيم که حاضر باشد در عمل لقاح مصنوعي ما را ياري کند. پس از يافتن مرد جواني من به يک دامپزشکي رفتم و سرنگ مخصوص لقاح مصنوعي حيوانات را خريداري کردم. پس از تهيه مقدمات کار ما در حالي که اميد چنداني به موفقيت طرح مان نداشتيم، خودمان در خانه عمل را انجام داديم و چند روز بعد براي اينکه از ماحصل کار باخبر شويم، توماس را براي آزمايش خون به آزمايشگاه برديم و از تست بارداري متوجه شديم عمل موفقيت آميز بوده است.



در همين حال توماس درخصوص چگونگي تغيير جنسيت خود گفت؛ در سن ۲۲ سالگي دريافتم رفتارهايم بيشتر به يک مرد شبيه است تا يک زن، از اين رو به پزشک مراجعه کردم تا ترتيب تغيير جنسيت من داده شود. در ابتدا براي من دشوار بود که در جامعه به عنوان يک مرد شناخته شوم. زندگي قبلي من به عنوان يک مدل لباس بسيار با مسير جديدي که در پيش داشتم متفاوت بود. از اين رو ابتدا با پوشيدن لباس هاي مردانه اطرافيان را با فرم جديد زندگي خود وفق دادم تا پس از عمل مشکلي برايم پيش نيايد. در حالي که با حضور اين مرد ۳۴ ساله در برنامه معروف اپرا وينفري ادعاي باردار شدن يک مرد شکلي رسمي تر به خود گرفته است، بسياري از کارشناسان اين ادعا را نادرست دانسته اند و مدعي هستند علت باردار شدن توماس وجود بخش هاي زنانه در داخل بدن اوست که يادگاري از زندگي قبلي او با جنسيت زن است. در کنار اين نظر برخي نيز به کل ادعاي مرد بودن توماس را زير سوال برده اند. اين جنجال در حالي ادامه دارد که به علت جنسيت توماس پزشکان امکان وضع حمل طبيعي وي را غيرممکن مي دانند و از اکنون در فکر اقداماتي هستند که بتوانند فرزند اين مرد را در سوم ژوئن 2008 سالم به دنيا آورند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 23:43  توسط آناهیتا  | 

 

مرد جوان :ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده؟

پیرمرد:معلومه که نه!

 چرا آق. ..؟مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین ؟؟؟

یه چیزایی کم میشه ... و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه.

ولی آقا آخه میشه به من بگین چه جوری؟؟؟

ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشکر میکنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی.نه؟؟؟

خوب ... آره امکان داره! 

امکانش هم هست که ما دو سه بار یا بیشتر باز هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم  بپرسی!؟!

خوب ... آره این هم  امکان داره!

 

یه روزی شاید بیای خونه من و بگی داشتم از این دور ورا رد میشدم گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت  تعارف کنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم..و بعد  این تعارف و ادبی که من به جا آوردم باعث بشه که تو دوباره بیای دیدن من  و در اون زمانه که میگی به به چه چایی خوش طعمی و بپرسی که کی اونو درست کرده!؟!

آره ممکنه!

بعدش من به تو میگم که دخترم چایی رو درست کرده و در اون زمان هست که باید دختر  خوشگل و جوونم رو به تو معرفی کنم و تو هم  از دختر من خوشت بیا!

لبخندی بر لب مرد جوان نشست.

در این زمان هست که تو هی میخوای بیای و دختر منو ملاقات کنی و ازش میخوای باهات قرار بزاره و یا این که با هم  برین  سینما!

     مرد جوان از تجسم این موضوع باز هم لبخند زد.

دختر من هم کم کم به تو علاقمند میشه و  همیشه چشم انتظارته که بیای 

و پس از ملاقات های مکرر تو هم عاشقش میشی و ازش درخواست میکنی که باهات ازدواج کنه!

مرد جوان  دوباره لبخند زد. 

 

یه روزی هر دو تاتون میایین پیش من و به عشقتون اعتراف میکنین و از من واسه عروسیتون اجازه میخواین.

اوه بله ... حتما و تبسمی بر لبانش نشست!

 

پیرمرد با عصبانیت به مرد جوان گفت:من هیچوقت اجازه نمیدم که دختر دسته گلم با آدمی مث تو که حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج کنه..میفهمی؟؟؟؟ و با عصبانیت دور شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 11:18  توسط آناهیتا  | 





Image hosted by allyoucanupload.com

طالع بيني متولدين فروردين ماه

علامت طالع‌بيني شما قوچ است اما قوچها فقط از حيث نربودن با مردهاي فرورديني اشتراك دارند. فلزشما آهن است و شايد به همين دليل است كه اغلب مردهاي فرورديني از خوردن اسفناج كه سرشار از آهن است امتناع مي‌ورزند و دليلشان هم اين است كه آهنشان بدجور مي‌زند بالا! و نيز به‌دليل همين آهن بودن فلزشان است كه مردهاي مرتبط با زنهاي فرورديني را آهنربا نيز مي‌نامند! رنگ شما سرخ است. البته اين باعث نمي‌شود كه تجمع بيشتر فرورديني‌ها در قبايل سرخ پوستي باشد همين كه علاقه‌مند به‌غذاهاي سرخ كردني و طرفدار تيمهاي سرخ پوش باشيد، كافي است.
عنصرتان آتش است و به همين دليل متولدين ساير ماهها در مواجهه با شما دچار سوختگي مي‌شوند. مولانا جلال‌الدين محمد بلخي مشهور به مولوي كه از جمله ادبا و عرفاي زمان خودش بود احتمالاً در چنين موقعيتي قرار گرفته بوده كه سروده: «شده‌ام پسند حسنت وطنم ميان آتش».
اگر روزي از اتوبان چمران ( تهران) مي‌گذشتيد و ديديد كسي بالاي برج ميلاد ايستاده و مي‌خواهد به تمرين پرش از ارتفاع بپردازد اصلاً شك به خودتان راه ندهيد كه او يك فرورديني است. اصولاً فرورديني‌ها براي كاري كه قرار است انجام بدهند همان لحظه تصميم مي‌گيرند و في‌الفور هم عمل مي‌كنند. مثلاً ممكن است در نيمه‌هاي شب يك‌فرورديني از خواب بيدارتان بكند و بخواهد به شما آب بدهد. اصلاً ناراحت نشويد و حتي المقدور آب را بخوريد زيرا يك قوچ واقعي برايش اين مهم نيست كه شما خواب هستيد بلكه مهم اين است كه خودش در بيداري به‌سر مي‌برد!
فرورديني‌ها اصلاً دروغ نمي‌گويند و اگر هم روزي مجبور بشوند بگويند آنقدر گنده است كه شما همان وسطهاي ماجرا به او لبخندي مي‌زنيد و مي‌گوييد: برو و بي خيال شو، تو اين كاره نمي‌شوي. به‌عنوان مثال ممكن است كه با يك فرورديني قرار داشته باشيد و او با دو ساعت تأخير سر قرارش حاضر شود و وقتي علت دير كردنش را از او بپرسيد، در كمال خونسردي بگويد: بين راه تصادف كردم و شكمم پاره شد و روده هايم ريخت وسط اسفالت و تا آنها را جمع كردم و رفتم بيمارستان و برگشتم كمي دير شد!
اصولاً متولدين فروردين لجوج و يك دنده ( و بلكه هم بيشتر!) هستند. يك فرورديني اصيل حاضر است در راستاي اثبات لجاجتش به‌مدت يك ماه غذا نخورد فقط به‌خاطر اينكه بفهماند كه مي‌شود يك ماه چيزي نخورد و زنده ماند!
بيماريهاي متولد فروردينتجمع بيماري در فرورديني ‌ها از ناحيه شكم به پايين است. آنها يا سنگ مثانه مي‌گيرند و يا از فرط بي توجهي پايشان به يك سنگ گير كرده و به زمين مي‌خورند و يك قسمت از پايشان مي‌شكند! فرورديني‌ها مي‌توانند خيلي راحت در مقابل تير، تركش و سنگ رها شده از تير و كمان قرار بگيرند و مطمئن باشيد كه اين اجسام سخت فقط به همان نواحي كه در بالا نام برديم اصابت مي‌كند. اگر روزي به محل كارتان آمديد و ديديد كه همكار فرورديني شما دهانش را با ماسك پوشانده اصلاً تصور نكنيد كه براي جلوگيري از انتقال ويروس سرماخوردگي به شما اين كار را كرده زير اصولاً آنها سرما نمي‌خورند و اگر مي‌بينيد كه دهانشان بسته است يقين بدانيد كه شب قبل سير فراواني ميل كرده‌!
متولدين فروردين ماه با چه ماهي ازدواج بكنند يا نكنند
متولدين فروردين ماه يا آن قدر ازدواج نمي‌كنند كه پير شده و مجبورند قيدش را بزنند و يا زماني كه هنوز سرد و گرم روزگار را نچشيده اند مي‌روند و اين كار را مي‌كنند.
تصور مي‌شود به دليل اينكه اشتراك رفتاري بين زن و مرد فرورديني بيشتر از اشتراك رفتاري در زن و مردهاي ساير ماههاست، بهتر است كه متولدين اين ماه بيايند و با هم ازدواج بكنند و اگر زماني رسيد كه نسل مجرد هر كدام از اين دو جنس فرورديني تمام شد، بي خيال ازدواج بشوند!


Image hosted by allyoucanupload.com

پيدايش جشن نوروز
در ادبـيـات فارسي جشن نوروز را، مانند بسياري ديگر از آيـيـن ها، رسم ها، فرهنگ ها و تمدن ها به نخستين پادشاهان نسبت مي دهند. شاعران و نويسندگان قرن چهارم و پنجم هجري، چون فردوسي ،منوچهري، عنصري، بـيـروني، طبري، مسعـودي، مسکويه، گرديزي و بسياري ديگر که منبع تاريخي و اسطوره اي آنان بي گمان ادبـيـات پـيـش از اسلام بوده، نوروز و برگزاري جشن نوروز را از زمان پادشاهي جمشيد مي دانند،
 

Image hosted by allyoucanupload.com


روزها يا ماه جشن نوروز
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست. ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي " گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد :

چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.

، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. . ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سيزده بدر " پايان مي پذيرد


Image hosted by allyoucanupload.com

چهارشنبه سوري

مراسم شب چهارشنبه آخرسال که با روشن کردن آتش از غروب آفتاب و پريدن از روي آن و گفتن سرخي تو از من و زردي من از تو آغاز و سپس با صرف آجيل..قاشق زني و فالگوش ايستادن به نيت شنيدن صحبتي که به فال نيک گرفته شود تا پاسي از شب ادامه مي يابد


Image hosted by allyoucanupload.com


مير نوروزي
از جمله آيـيـن هاي اين جشن پنج روزه، که در شمار روزهاي سال و ماه و کار نبود، براي شوخي و سرگرمي، حاکم و اميري انتخاب مي کردند که رفتار و دستورهايش خنده آور بود، و در پايان جشن از ترس آزار مردمان فرار مي کرد.

بي گمان امروز، کساني را که در روزهاي نخست فروردين، با لباس هاي قرمزرنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان مي بيـنيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي کنند و پولي مي گيرند، بازماندهً شوخي ها و سرگرمي هاي انتخاب " مير نوروزي " و " حاکم پنج روزه " است که تـنها در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شوند، نه در وقت و جشني ديگر؛ و آنان خود در شعرهايي که مي خوانند، مي گويند : حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي يه روزه


.
Image hosted by allyoucanupload.com

روزهاي مردگان و پنجشنبه آخر سال
يکي از آيـين هاي کهن پـيش از نوروز ياد کردن از مردگان است که به اين مناسبت به گورستان مي روند و خوراک مي برند و به ديگران مي دهند. زردشـتيان معـتـقدند که : " روان و فروهر مردگان، هيچ گاه کسي را که بوي تعلق داشت فراموش نمي کند و هر سال هنگام جشن فروردين به خانه و کاشانه خود برمي گردند ".يکي از صورت هاي برجا ماندهً اين رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است، به ويژه خانواده هايي که در طول سال عضوي را از دست داده اند. رفتن به زيارتگاه ها و " زيارت اهل قبور "، در پنجشنبه - و نيز، روز پـيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال - رسمي عام است. در اين روز، خانواده هاسبزه.. نان، حلوا و خرما بر مزار نزديکان مي گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، يا چراغ روشن مي کنند.

Image hosted by allyoucanupload.com

خانه تکاني
اصطلاح " خانه تکاني " را بيشتر در مورد شستن، تميز کردن، نو خريدن، تعمير کردن ابزارها، فرش ها، لباس ها، به مناسبت فرا رسيدن نوروز، به کار مي برند. در اين خانه تکاني، که سه تا چهار هفته طول مي کشد، بايستي تمامي ابزارها و وسيله هايي که در خانه است، جا به جا، تميز، تعـمير و معاينه شده و دوباره به جاي خود قرار گيرد. برخي از ابزارهاي سنگين وزن، يا فرش ها، تابلو ها، پرده ها و وسيله هاي ديگر، فقط سالي يک بار، آن هم در خانه تکاني نوروزي، جا به جا و تميز مي شود

.
Image hosted by allyoucanupload.com

کاشتن سبزه
اسفند ماه، ماه پاياني زمستان، هنگام کاشتن دانه و غله است. کاشتن " سبزه عيد " به صورت نمادين و شگون، از روزگاران کهن، در همهً خانه ها و در بين همهً خانواده ها مرسوم است.

در ايران کهن، " بـيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام بر پا مي شد، بر ستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب، برنج، باقلا، کاجيله ( گياهي است از تيرهً مرکبان، که ساقه آن به 50 سانـتي متر است )، ارزن، ذرت، لوبـيا، نخود، کنجد، عدس و ماش ميکاشتـند؛ و در ششمين روز فروردين، با سرود و ترنم و شادي، اين سبزه ها را مي کندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراکندند ". و ابوريحان نقـل مي کند که : " اين رسم در ايرانيان پايدار ماند که روز نوروز در کنار خانه هفت صنف از غلات در هفت اسطوانه بکارند و از رويـيدن اين غلات، به خوبي و بدي زراعت و حاصل ساليانه حدس بزنند ."


امروز، در همهً خانه ها رسم است که ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرف هاي کوچک و بزرگ، کاسه، بشقاب، پشت کوزه و ... دانه هايي چون گندم، عدس، ماش و ... مي کارند. موقع سال تحويل و روي سفره "هفت سين " بايستي سبزه بگذارند.اين سبزه ها را در خانواده ها تا روز سيزده نگه داشته، و در اين روز زماني که براي " سيزده بدر " از خانه بـيرون مي روند، در آب روان مي اندازند.

Image hosted by allyoucanupload.com
سفره هفت سين
رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند. در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است


Image hosted by allyoucanupload.com


پوشيدن لباس نو
پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : " رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.


Image hosted by allyoucanupload.com

خوراک هاي نوروزي
امروز در تهران و برخي شهرهاي مرکزي ايران، سبزي پلو ماهي خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذاي خاص نوروز در اين منطقه است. " پلو " در شهرهاي مرکزي و کويري ايران ( مي توان گفت غير از گيلان و مازندران در همهً شهرهاي ايران ) تا چندي پـيش غذاي جشن ها، غذاي مهماني و نشانه رفاه و ثروتمندي بود. و اين " بهترين " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقير و غني - در شب نوروز بود. اگر نيک مردي در صد و پنج سال پـيش در استرک کاشان، ملکي را وقف مي کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک، وضيع و شريف، ذکور و اناث، صغير و کبـير، بالسويه برسانند "، بي گمان به اين نيت بوده، که در شب نوروز سفرهً هيچ کس بي " پلو " نباشد


Image hosted by allyoucanupload.com

ديد و بازديد نوروزي، يا عيد ديدني
از جمله آيـين هاي نوروزي، ديد و بازديد، يا " عيد ديدني " است. رسم است که روز نوروز، نخست به ديدن بزرگان فاميل، طايفه و شخصيت هاي علمي و اجتماعي و منزلتي مي روند. در بسياري از اين عيد ديدني ها، همه کسان خانواده شرکت دارند

" ديدن" هاي نوروزي که ناگزير " بازديد " ها را دنبال دارد، و همراه با دست بوسي و روبوسي است، در روزهاي نخست فروردين، که تعطيل رسمي است، و گاه تا سيزده فروردين ( و مي گويند تا آخر فروردين ) بـين خويشاوندان و دوستان و آشنايان دور و نزديک، ادامه دارد. رفت و آمد گروهي خانواده ها، در کوي و محله - به ويژه در شهرهاي کوچک - هنوز از ميان نرفته است. اين ديد و بازديدها، تا پاسي از شب گذشته، به ويژه براي کساني که نمي توانند کار روزانه را تعـطيل کنند، ادامه دارد.

تا زماني که "مسافرت هاي نوروزي" رسم نشده بود، در شهرها و محله هايي که آشنايي هاي شغـلي و همسايگي و " روابط چهره به چهره " جايي داشت، ديد و بازديد هاي نوروزي، وظيفه اي بـيش و کم الزامي به شمار مي رفت. و چه بسا آشناياني بودند - و هستـند - که فقط سالي يک بار، آن هم در ديد و بازديد هاي نوروزي، به خانهً يکديگر مي روند



Image hosted by allyoucanupload.com

نوروز اول
در ديد و بازديدهاي نوروزي رسم است که نخست به خانهً کساني بروند که " نوروز اول " در گذشت عضوي از آن خانواده است. خانواده هاي سوگوار افزون بر سومين، هفتمين و چهلمين روز، که بيشتر در مسجد برگزار مي شود، نخستين نوروز که ممکن است بيش از يازده ماه از مرگ متوفا بگذرد، در خانه مي نشـينند. و در اين روز است که خانواده هاي خويشاوند لباس سياه را از تن سوگواران در مي آورند. جلسه هاي " نوروز اول " که جنبهً نمادين دارد، در عين حال از فضاي ديد و بازديدهاي نوروزي برخوردار است. و ديدارکنند گان، در نوروز اول، به خانواده سوگوار تسليت نمي گويند، بلکه براي آنان " آرزوي شادماني " مي کنند، تا در آغاز سال نو فال بد نزنند. رسم نوروز اول بـيشتر در شهرهايي برگزار ميشود که آخرين روز اسفند را به عنوان ياد بود درگذ شتگان سال سوگواري نکنند.

Image hosted by allyoucanupload.com

هديه نوروزي، يا عيدي
هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي کهن است، کتابهاي تاريخي از پـيشکش ها و بخشش هاي نوروزي - پـيش از اسلام و بعد از اسلام - خبر مي دهند، از رعـيت به پادشاهان حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزيران، دبـيران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ويژه کودکان.

رسم هديه دادن نوروزي را، ابوريحان بيروني از گفته آذرباد، موبد بغـداد چنين آورده : نيشکر در ايران، روز نوروز يافت شد، پـيش از آن کسي آن را نمي شناخت. جمشيد روزي ني اي ديد که از آن کمي به بيرون تراوش کرده، چون ديد شيرين است، امر کرد اين ني را بـيرون آورند و از آن شکر ساختـند. و مردم از راه تبريک به يکديگر شکر هديه کردند، و در مهرگان نيز تکرار کردند، و هديه دادن رسم شد.

Image hosted by allyoucanupload.com
سيزده بدر

در واقع آخرين روز از تعطيلات و مراسم نوروزي که در باور گذشتگان چون عدد سيزده خوش يمن نبوده است..در اولين سيزده سال مردم دست از کار کشيده و به دشت و صحرا ميروند و در واقع نحسي سيزده را در بيرون از محيط زندگيشان از خود دور ميکنند...مراسم گره زدن سبزه نيز با دکر عبارت سال ديگه بچه بغل خونه شوهر ..توسط دختران دم بخت از ديگر مراسم اين روز است


Image hosted by allyoucanupload.com

باورهاي عاميانه
رفتارها و گفتارهاي هنگام سال تحويل و روز نوروز، به باور عاميانه، مي تواند اثري خوب يا بد براي تمام روزهاي سال داشته باشد. برخي از اين باورها را در کتابهاي تاريخي نيز مي يابـيم، و بسياري ديگر باورهاي شفاهي است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسيده است :

- کسي که در هنگام سال تحويل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.

- موقع سال تحويل از اندوه و غم فرار کنيد، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.

- روز نوروز دوا نخوريد بد يمن است.

- هر کس در بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، شکر بچشد و با روغن زيتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.

- هر کس بامداد نوروز، پـيش از آنکه سخن گويد، سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود کند از هر دردي شفا يايد.

- کساني که مرده اند، سالي يکبار، هنگام نوروز، " فروهر " آنها به خانه بر مي گردد. پس بايد خانه را تميز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) بوي خوش کرد.

- کسي که روز نوروز گريه کند، تا پايان سال اندوه او را رها نمي کند.

- روز نوروز بايد يک نفر " خوش قدم " اول وارد خانه شود. زنان خوش قدم نيستـند.

- اگر قصد مسافرت داريد پـيش از سيزده سفر نکنيد. روز چهاردهم سفر کردن خير است.

- روز سيزده کار کردن نحس است.




آغازسال 1387 را به همه دوستان وعزيزان تبريک ميگويم.
باشد که بتوانم سال آينده نيز در کنار شما باشم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 22:37  توسط آناهیتا  |